|
خدایا مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرار بده
بگذار هرجا تنفر است بذر عشق بکارم هرجا آزردگی است ببخشایم هرجا شک است ایمان . هرجا یاس است امید هرجا تاریکی است روشنایی و هرجا غم جاریست شادی نثار کن الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی . همدردی کنم پیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن انس که می ستانیم و در بخشیدن است بخشنده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم سلام به همه خوبین چه خبرا؟؟ واقعا" ناراحت شدم از نظرات ۶۰ تایی اومدین ۳۰ تا ؟؟ حالا که اومدم که زود آپ کنم شما نظر نمیدین ؟؟ خوب قرار بود امروز عکس از خواننده ها و بازیگرا نذارم بلکه بنویسم و عکسای عاشقانه بذارم اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است یادم باشد که فرشتگان برایم دعا می کنند یادم باشد که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد یادم باشد که قاصدکی در راه است که بهار نزدیک است که فردا منتظرم می ماند یادم باشد که من راه رفتن و دویدن می دانم و جاده قدمهای مرا خواهد شمرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من همی نزدیکی هاست ... یه داستان قشنگ می خوام بنویسم حتما" بخونین روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هربار به فرشتگان این گونه می گفت : می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم و یگانه قلبی ام که دردهایش را درخود نگه می دارم و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : < با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست > گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سرناه بی کسیم . تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنبا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست . سکوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند . خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . بادی را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آنگاه تو از کمین مار پرگشودی . گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود . خدا گفت : و چه بسیار بلاها که بواسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته یود امیدوارم از این داستان خوشتون اومده باشه دیگه باید خداحافظی کنم
|
About![]()
این شعار من است: زندگی مانند آتشیست که هر لحظه فوران میشود اما سرانجام می سوزد و تنها خاکسترش بر جا می ماند. Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
عکسای درخواستی
شکیرا |